بسم الله الرحمن الرحیم چی شد با شهدا آشنا شدم

من کیستم
<مسافری هستم مثل همه ، چندی در این دنیا هستم و روزی خواهم رفت زندگی صحنه زیبای هنر مندی ماست/ هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست /خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد>
موضوعات

13

باید از خدا «پروا» کنیم تا «پر» وا کنیم.

نگاشته شده توسط مسافر در پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۳۱ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
12

خواهید به سوی دوست پرواز کنید ... یا زندگی دوباره آغاز کنید

یک پنجره از اتاق تنهائی تان ... هر صبح به سمت کربلا باز کنید

نگاشته شده توسط مسافر در پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۳۱ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
قرب11

از شهید سید مرتضی آوینی

تا با خاک [‌مهر ] انس نگیری، راهی به مراتب قرب نداری.

نگاشته شده توسط مسافر در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/٢٩ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
10

برادر فاضل جناب آقاى شیخ جواد ابراهیمى براى من نقل کردند که روزى از جناب استاد حسن زاده (مدظله) خواستم که نصیحت و ارشاد و موعظه‌اى برایم بیان فرمایند.

از جمله فرمودند:سعى کنید با نامحرمان تماس نداشته باشید چه زن باشد و چه مرد!!

تعجب کردم و پرسیدم: آیا مرد هم نامحرم مى‌شود؟!
فرمودند: هر کس که با خدا انس نداشته باشد، نامحرم است !!

نگاشته شده توسط مسافر در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/٢٩ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
گناه

خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش!‏

 

شهید مصطفی چمران

نگاشته شده توسط مسافر در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/٢٩ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
قیمت آدم ها9

قیمت آدم ها

به آن چیزی است

که به خاطرش آه می کشند...

نگاشته شده توسط مسافر در دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۸ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
زندگی8

در صد کمی از انسانها نود سال زندگی میکنن مابقی یک سال را نود بار تکرار میکنند

نگاشته شده توسط مسافر در دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۸ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
7 حدیث

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - :

مَنْ أصْعَدَ إلی اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.


حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - فرمودند:

هرکس عبادات و کارهای خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را برای او تقدیر می نماید.

«تنبیه الخواطر، ص 108»

نگاشته شده توسط مسافر در دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۸ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
6 زیبایی

در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمیماند، اما آنچه خوب است همیشه زیباست.

نگاشته شده توسط مسافر در دوشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۸ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
5 شهید

بالای جنازه‌ی خونینش پرسید: زنده‌ای؟
لرزان گفت: هنوز نه.

نگاشته شده توسط مسافر در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
4

ای کاش…

کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید.
تفاوتش فقط همین قدر است که ممکن است حسین در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا…!
«شهید آوینی»

نگاشته شده توسط مسافر در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
3

شنیدم که می‌گفت در اسلام دو حرف است که جایی ندارد!

یک “به من چه”
دو “به تو چه”

نگاشته شده توسط مسافر در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
2

از چمران پرسیدند: تعهد بهتر است یا تخصص ؟

 

گفت: می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است، آن را می پذیرم.
اما می‌گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد بی تقواست.

نگاشته شده توسط مسافر در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
1

اسمش "غیبت" است،
رفقا توی جمع صدایش می‌کنند: "دردِ دل" …

نگاشته شده توسط مسافر در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢۳ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
شاهکار پاسخ امیرالمونین به سوال علم بهتر است یا ثروت

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید...

 بولتن نیوز: جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:

- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

علی(ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

 

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:

- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:

یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.

 

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.

در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:

یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:

- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:

علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.

سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

 

منبع: کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142.

 

* البته نقل است که گروهی با قصد و نیت این افراد را اجیر کرده بوداند و به نزد حضرت مولا می فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار کنند.

نگاشته شده توسط مسافر در پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
عیسى و گناهکار

در روایات است روزى عیسى علیه السلام با جمعى از حواریون به راهى مى گذشت ، ناگاه گنهکارى تباه روزگار که در آن زمان به فسق و فجور معروف و مشهور بود آنان را بدید، آتش حسرت در سینه‌اش افروخته شد، آب ندامت از دیده‌اش روان گشت، تیرگى روزگار و تاریکى حال خود را معاینه1 دید، آه جگر سوز از دل پرخون برکشید و با زبان حال گفت:

 

یا رب که منم دست تهى چشم پرآب       جان خسته و دل سوخته و سینه کباب

نـامـه سـیـه و عـمـر تـبـه، کـار خـراب      از روى کـرم بـه فـضـل خویـشـم دریاب

 

پس با خود اندیشید که هر چند در همه ى عمر قدمى به خیر برنداشته ام و با این آلودگى و ناپاکى قابلیت همراهى با پاکان را ندارم ، اما چون این گروه دوستان خدایند ، اگر به مرافقت و موافقت ایشان دو سه گامى بروم ضایع نخواهد بود ; پس خود را سگ اصحاب ساخت و به دنبال آن جوانمردان فریادکنان مى رفت .

 

یکى از حواریون باز نگریست و آن شخص را که به نابکارى و بدکارى شهره‌ى شهر و مشهور دهر بود دید که به دنبال ایشان مى‌آید، گفت: یا روحَ اللّه ! اى جان پاک ! این مرده دل بى باک را کجا لیاقت همراهى با ماست و بودن این پلید ناپاک از پى ما در کدام مذهب رواست؟ او را از ما بران تا ما را دنبال نکند و از همراهى ما جدا شود که مبادا شومى گناهانش دامن زندگى ما را بگیرد !!

 

عیسى علیه السلام در اندیشه شد تا به آن شخص چه گوید و چگونه عذر او را بخواهد ، که ناگاه وحى الهى در رسید : یا روحَ اللّه ! دوست خودپسند و دچار پندار خود را بگوى تا کار از سر گیرد ، که هر عمل خیرى تا امروز از او صادر شده به خاطر نظر حقارتى که به آن مفلس انداخت از دیوان و دفتر عمل او محو کردیم و آن فاسق گناهکار را بشارت ده که به آن حسرت و ندامت که به پیشگاه ما پیش آورد ، مسیر توفیق به روى او گشودیم و دلیل عنایت را در راه هدایت به حمایت او فرستادیم.

* * * * *

و تو که اکنون به این سطر از مقال رسیده‌ای : گوش خود را خوب بر این لطیفه بگشا و چشم خود بر خلایق همی بربند، مبادا که به آن حواری حضرت روحُ الله ملحق شوی. فرزندان آدمی را همه حمل بر حُسن کن.  لیکن در تعاملات خویش حزم و احتیاط را هیچگاه فرو نگذار.

نگاشته شده توسط مسافر در پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧ یادگاری () | لینک ثابت مطلب
مولای غریبم

سلام امام غریبم

امامی که بیش از همه ائمه و سالهاست غریبی و تنهایی را به سبب بی لیاقتی ما تحمل میکنی .حلالمان کن و یاری که بتوانیم یک شیعه واقعی برای تو و یک بنده واقعی برای خدای خویش باشیم .خسته شدیم از بندگیه نفس , بندگیه شیطان و هزار بالا پایین دنیا.

میگویند قلب مومن مثل اقیانوس است و با هیچ چیز مطلاتم نمیشود پس چرا قلب با ما با هر چیز کوچکی به هم میریزد؟ ایمان تا کجای وجودمان نفوذ کرده تا نوک زبانمان؟

حلالمان کن مولا جان

التماسه دعا

گر به تو افتدم نظر  چهره به چهره روبه رو    

شرح دهم غم تورا  نکته به نکته  مو به مو

می رود از فراق تو  خون دل از دو دیده ام 

دجله به دجله  یم به یم  چشمه به چشمه   جو به جو

نگاشته شده توسط مسافر در پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧ یادگاری () | لینک ثابت مطلب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً